لژیون با دستور جلسه سی دی دلتنگ
"سی دی دلتنگ"
مشارکت کمک راهنما محترم همسفر مریم:
ما انسانها دلتنگ خودمان هستیم بدون اینکه متوجه باشیم،همه ما در کودکی سراسر شوق و شور و نشاط بودیم ولی متاسفانه همهی آنهاتبدیل به احتیاط شد،
زیرا انسان محکوم است به زندگی.
اکنون اگر ما بازگردیم به دوران کودکی هیچگاه دلتنگ نخواهیم بود زیرا بدون هیچ توقعی به همه محبت داریم.
سیدی دلتنگ،به منِ نوعی میآموزد به کسانی محبت کن که دیده نمیشوی.
بطور مثال هرگاه شما به یک کودکی را موردمحبت قرار دهی،او شیفتهی شما شده و محبت شما را از یاد نخواهد برد ولیکن وقتی به یک فرد مبتلا آلزایمر محبت کنید فراموش خواهد کرد.
متاسفانه ذهن انسان فرّار است و فراموش میکند بهر چه آمده است.
مکرر برای همهی ما اتفاق افتاده که از روی کینه از دیگری انتقام گرفتیم ولی خیلی زود پشیمان شدهایم وعلت آن این است که محب، موضوعی غریزی است و در ذات انسانها وجود دارد.
همانطور که انسان برای رفع نیازهای اولیه بهدنبال آب و غذاو پوشاک میرود وقتی از دیگران مورد محبت واقع میشود،حال درونی او بسیار تحت تاثیر قرار میگیرد.
انسان نادانسته از ازل بجای اینکه بابت همه نعمتها از خدا تشکر کند بواسطه یک نافرمانی خود را به هلاکت انداخت.
اگر میخواهیم در وجود ما تصفیه و پالایشی رخ داده شود و تغییری ایجاد شود باید در صدد محبت به افرادی باشیم که دردناکترین رفتار را به ما روا داشتهاند وبیشترین آسیب را به ما رساندهاند،دلیل آن این است که باور تغییر یافتهی من به حالت ابتدائی بازگردد؛زیرا او از روی نادانی این رفتار را بروز داده و دیدگاه مرا نسبت به همه دچار خدشه نموده لیکن محبت به چنین افرادی باعث ارتقاء روح و ضمیر من خواهد شد.
قبل از ورود به کنگره به این موضموع اذعان داشتیم که هر شیء آسیب دیده مانند ابتدایش نمیشود ولی اکنون باور داریم اگر در مسیر صحیح قرار بگیریم هیچگاه آن آسیب را حس نخواهیم کرد.
اگر این چنین نبود بدان وآگاه باش که چرخش نگاه شما تغییر نیافته است.
این نوع دیدگاه ما نسبت به زندگی و دیگران است که میتواند باعث انبساط خاطر ما شود یا نه.
قضاوت دیگران در مورد ما مهم نیست.موضوع قابل اهمیت این است که ما از حقیقت وجود و رفتار خود آگاه هستیم.
ما به جای اینکه از رفتار دیگران عکس(لحظهای) گرفته باید فیلم بگیریم.به این معنا که اگر جائی مورد کممهری قرار گرفتیم ولی در جائی دیگر نسبت به ما لطف داشتهاند،سپس دیدگاه ما هست که باعث ایجاد توقع و انتظار یا گذشت ما میشود.
وقتی قرار است ما وظیفهای را انجام داده یا لطفی را نسبت به دیگران داشته باشیم،بهتر است با حال خوب باشد تا در درازمدت نتیجهی مثبت آنرا مشاهده کنیم.
دو اصل در دنیا هیچگاه از بین نمیرود:یکی محبت ونیکی است و دیگری انرژی است،به هر نحو این دو به خود ما باز خواهد گشت.
وقتی دیگران میتوانند نسبت به ما لطفی داشته باشند ولی به هر دلیل از این موضوع غافل ماندهاند،ما میتوانیم بجای بحث و کینه و انتقام،خود به انجام آن بپردازیم و باعث انبساط خاطر خود شویم.
بیاموزیم که از این لحظه ابتدا به خود سپس به خانواده،اطرافیان و جامعه محبت داشته باشیم.
در ضمن ما مسئول طبیعت هم هستیم و در صورت مشاهدهی بیمهری حتماً به کمک او بشتابیم.
مطمئن باشید طبیعت این لطف شما را بخاطر میسپارد و بیشک بازتاب آن در زندگی شما نمودار خواهد شد.
مشارکت همسفر زهرا:
اکنون اگر بخواهیم محبت را اجرا کنیم قطعا نیاز به دانایی داریم،زمانی که وارد کنگره شدم توانستم معنی محبت را حس واینک درک کنم.
در زمان گذشته انسان با محبتی بودم،اما محبتی که در پشت آن خیانت بود زیرا از درون وبرون یکسان نبود اکنون برایم تفاوت دارد وبا آموزش ها برای من تغییر پیدا خواهد کرد، سپس زمانی معنی محبت را متوجه شدم که به مسافر واطرافیان خود محبت واقعی و دلی کردم ونتیجه آن برایم لذت بخش است وآرامش را به سوی خود باز گرداندم.
مشارکت همسفر محبوب:
همه ما میدانیم که محبت بسیار خوب است ولی گاهی این عمل برای ما انجام شدنی نیست زیرا محبت من در بسیاری از مواقع بازتابی بهسوی من نداشته است.
در واقع صبر و شکیبائی فراوانی میطلبد تا بنده بازتاب آنرا مشاهده کنم،اگر ما به نوعی دیگر محبت داشتیم ممکن است اتفاقات متفاوتی رقم میخورد.
احتمالاً حضور مسافر من در این مکان بهدلیل محبتهای بیش از حد ونادیده گرفتن رفتارهای ناصحیح و صبوری من بود.
و اکنون ایشان هم در صدد جبران محبتهایم برآمده است.